معرفی سه کتاب هفته نامه سیروان شنبه 24 تیر 91 شماره692 سال چهاردهم

معرفی سه کتاب « محمد رضا کلهر »

هفته نامه «سیروان» شنبه 24 تیر 91 شماره692 سال چهاردهم صفحه8 8

بهار امسال بود که دو مجموعه شعر به نامهای «صد لحظه روشن از سرزمین تاریک من» و«وباد، ذهن منتشر شاعر»اثر «محمد رضا کلهر» توسط انتشارات ، نشر داستان  روانه بازار شد. کسی که ما سالهای سال داستانهای او را خوانده بودیم و بیشتر از یک شاعر او را داستان نویسی با نگاه متفاوت و دیگرگونه می‌شناختیم. مجموعه داستان سه اپیزودیک«یک وقت می‌بینید» نمونه بارز آن نوع نگاه است؛ اما چاپ دو مجموعه شعر به صورت همزمان و به گفته خود وی آماده بودن سه مجموعه شعر دیگر برای چاپ، بیشتر، جنبه شاعرانگی وی را نمایان می‌سازد.

دفتر شعر «صد لحظه روشن از سرزمین تاریک من» مجموعه شعری است با زبان ساده و در عین حال عمیق. ساده از آن لحاظ که شاعر در پی بازی‌های گیج کننده زبانی و فرمی نیست و مسایل عادی و روزمره را که در زندگی روی می‌دهند به شکلی شاعرانه و قابل فهم بیان می‌کند؛ و عمیق به این معنی که پشت بندها و سطرها، معانی دیگر نهفته‌اند که خواننده را به تامل و درنگ وامی‌دارند.

خواننده هنگام خواندن این دفتر شعر علی‌رغم سادگی فرمی و زبانی که وجود دارد؛ نمی‌تواند بی‌تفاوت از کنار آن بگذرد. شعرهایی که بیش از پیش با جغرافیای زندگی شاعر گره خورده است؛ آبشار شلماش، بلوط‌های زاگرس،گردنه خان وآوازهای دختر کرد...، مفاهیمی که این روزها در آثار شاعران و نویسندگان ما به شدت کمیاب شده است. مفاهیمی که برگرفته از واقعیت زندگی اجتماعی و فرهنگی مردم است؛ امری که «محمد رضا کلهر»  عامدانه و هنرمندانه به آن پرداخته است:

چهل سال دویده‌ام

بند کفش‌های کهنه‌ام را باز می‌کنم

می‌نشینم بر تخته سنگی

و پاهایم را می‌گذارم در آب و

به آبشار«شلماش» نگاه می‌کنم

همه هیبتش سقوط است...

یا در جایی دیگر از همین مجموعه شعر، شاعر بسان تابلویی برشی از زندگی روستاییان و کشاورزان کردستانی را به تصویر می کشد:

راننده‌ای از جنوب

تکیه بر تریلی نفس بریده‌اش

عین یک تابلوی نقاشی به نظاره:

زنان با لباس های رنگین کردی

میان بوته‌های سبز توت فرنگی

فضا و تصویری که برای مردم این دیار ملموس و با زندگی آنان عجین شده است و به شعرها اصالت و تفاوت می‌بخشد.

اما مجموعه شعر «وباد، ذهن منتشر شاعر» برعکس مجموعه شعر «صد لحظه روشن از سرزمین تاریک من» دارای زبان و فرمی پیچیده و چند لایه است که گویی از یک جهان‌بینی متفاوت نشات گرفته است؛ و برای درک سویه‌های متفاوت و گاه متضاد آن خواننده با چالشی اساسی روبرو می‌شود. خواننده بدون داشتن پیش آگاهی‌ها لازم از روند شعر امروز ایران برای ارتباط گیری با این مجموعه دچار مشکل می‌شود؛ البته بیشتر معنی این مجموعه ماحصل بکارگیری فرم‌های پیچیده است. اینکه شاعر نمی‌خواهد همه چیز را خیلی ساده به خواننده لو بدهد؛ می‌خواهد خواننده خود بخشی از متن شود و معناهای خود را از دل متن بیرون بکشد:

درخشش خورشید فروردین

و بارش نم نم باران

نم نم باران

آمیزه بلور و نور

از دور

دور...

در ریزش مدام

انگار به خواب رفته باران

بر برگچه‌های نورسته‌ی درختان

آرام باد آرام می‌وزید

و سبز، سبز

بهار در میان درختان بود

در خواب باران بود.

به هرحال دو مجموعه شعر«صد لحظه روشن از سرزمین تاریک من» و«وباد، ذهن منتشر شاعر» دو مجموعه شعر خواندنی و قابل تامل‌اند که توسط شاعر و نویسنده توانمند این دیار محمدرضا کلهر نوشته شده است؛ مجموعه‌هایی عمیق، زیبا و خواندنی.

هفته نامه سیروان – جمال ملایی

 

هفته نامه - نقد حال- به جای نقد معرفی کتاب - وباد ، ذهن منتشر شاعر را منتشر کرده . به تاریخ 27 تیر 91 خورشیدی شماره 275 صفحه 15

http://naghdehal.com/modules.php?name=static&op=viewpage&pid=18

/ 0 نظر / 17 بازدید