آسیب شناسی گاف‌ها و سوتی‌های پی‌در‌پی در یک ((شبه‌ نوشته))

سه شنبه، ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۲

یک توضیح لاجرم:

نقد، عرصهِ فهم و مداقه‌ و تاویل است نه نادانی، کج فهمی و هتک حرمت به ساحت مقدسِ داستان! اندیشمندی کهن یادآوری کرده است که :- اگر می‌دانی فانوس درک را روشن کن و اگر نمی‌دانی خاموش باش چون شمع دربرابر طوفان،.. ضمنن هنرجویی که مستمر و پی‌گیر به کلاس های داستانم می آمد، همیشه عبارتی - نقل به مضمون- تکرار می کرد والبته نام او عجیب شبیه نام آن "واکاوگر" است، کسی که در مورد هیچ داستانی در کارگاهم سخن نگفت چون می گفت: - هنوز نمی دانم هنوز نمی‌توانم دلیل بیاورم... هنوز نمی‌توانم...این اعتراف بد است اما از حرمت نگه نداشتن خیلی بهتر است؛ به هر تقدیر، صرفن به دلیل اهمیت نکات آموزشی این پاسخ در مقوله‌ی درک داستان،و به انگیزه پیش درآمدی برای تاویل این داستان که بارها توسط منقدان فهیمی نقدشده است، مقاله‌ی حاضر تا کنون سه بار منتشر شده است! به زعم من، شاید ضرورت داشته باشد دوباره منتشر شود آنهم در هفته نامه "سیروان": که از نظر قانونی و اخلاقی و حس همکاری، می بایستی اول بار آنجا منتشر می شد!البته برای من دیگر مهم نیست، مهم این است که برای کتاب "نوشتن، نوشتن داستان" این قلم؛ مبحثی تازه برای نقد مغرضانه و کج فهم فتح باب شد!

/ 0 نظر / 34 بازدید