شعری از یک بادکنک آبی به انتخاب ایبنا

ایبنا(خبرگزاری کتاب ایران) - خواندن یکصفحه از‌‌ یک کتاب را می‌توان چند گونه تعبیرکرد؛ چیدن شاخه گلی از یک باغ، چشیدن جرعه‌ای از اکسیر دانایی، لحظه‌ای همدلی با اهل دل، استشمام رایحه‌ای ناب، توصیه یک دوست برای دوستی با دوستی مهربان و...

نفرین بر شعر انتزاع

تمام زندگی من

در تبانی با شعر گذشت

تنها با او.

عین عنکبوتی تمام تنم را تار تنید.

من از همه‌چیز بریدم

و همه چیز جهان صُوَر شد و مُثُل...

من بیهوده سعی می‌کنم

رنگ‌های رنگین‌کمان را به یاد آورم.

من حتی همراهی رود را از دست داده‌ام

و وقتی دریا را برای تو سرودم

می‌دانستم بی‌ماه

                      بی‌تاب بوده است...

 

نفرین بر شعر انتزاع!

آیا کسی نشانی آن
                      دریای دور را می‌داند؟

همراه شو

بیا به تماشا

به تماشای آن بادکنکِ آبی بزرگ!

 

صفحات 48 و 49/ یک بادکنک آبی/ محمدرضا کلهر/ انتشارات نشر داستان/ چاپ اول/ سال 1391/ 80 صفحه/ 5000 تومان

کد مطلب : 151918

http://www.ibna.ir/vdccssqs42bqpo8.ala2.html

/ 0 نظر / 13 بازدید