به نقل ازخبرگزاری کتاب ایران(IBNA) / سوم بهمن 90 خورشیدی

به نقل ازخبرگزاری کتاب ایران (IBNA) /  سوم بهمن 90 خورشیدی

به قلم محمدرضا کلهر

  «یک وقت می‌بینید» به بازار کتاب آمد

http://www.ibna.ir/vdcfeedyjw6d0ea.igiw.html

3 بهمن 1390 ساعت
16:50

مجموعه داستان‌های محمدرضا کلهر،‌ داستان‌نویس کرمانشاهی، با نام «یک وقت می‌بینید»در قفسه کتابفروشی‌ها جای گرفت. تکثر موضوع و تنوع مضامین طرح شده همراه با زاویه دید چند روایتی، از ویژگی‌های این کتاب به شمار می‌آیند.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در این کتاب 13 داستان که هر یک از سه اپیزود تشکیل شده‌اند گنجانده شده است. وی در این مجموعه به موضوعاتی مفهومی و اغلب معناگرا نظر داشته و تنوع مضامین از این نظر به لحاظ نام‌گذاری داستان‌ها نیز در این کتاب وجهی خاص یافته است؛ این در حالی است که در فضای محتوایی این آثار، کنار موقعیت‌هایی غم‌انگیز و نوستالژیک، فضاهایی امیدوارانه را نیز شاهدیم و از این حیث مجموع فضای داستانی از تک بعدی‌نگری و القای قضاوتی خاص از منظر نویسنده به دور مانده است.

در داستان‌های این مجموعه راوی‌های متقاوتی گاه از اعماق جامعه و گاه از قشری تحصیل‌کرده یا نویسنده رویدادهای داستانی را شکل داده‌اند. توصیف روایات داستانی از نگاه اشیا و استفاده از زاویای اول شخص، دوم شخص و دانای کل در روایت داستان‌ها، از دیگر اختصاصات این آثار به شمار می‌آیند.

محمدرضا کلهر، فارغ‌التحصیل رشته ادبیات انگلیسی و مدرس کارگاه‌های داستان حوزه هنری کردستان است. برخی داستاهای این کتاب تا به حال در جشنواره‌هایی چون جشنواره شعر و داستان دانشجویان سراسر کشور و کنگره «پرستش مهر» و برخی مسابقات ادبی دیگر رتبه‌هایی برتر را به دست آورده‌اند.

کلهر که به بهانه انتشار کتابش به مساله توزیع نامناسب کتاب اشاره کرد و گفت: "من هنوز نتوانسته‌ام توزیع مناسبی برای کتابم حتی در شهرستان خودم داشته باشم. ما نویسندگان شهرستانی مجبوریم کتاب‌های‌مان را خودمان دست به دست بین کتابفروشی‌ها توزیع کنیم و این برای قشر ادبی مساله خوشایندی نیست. "

در بخشی از داستان «زیر تاک روی صندلی» آمده است: « خواهر، ‌در نامه‌ای به برادر بزرگش،‌ نوشته است: سه روز است که دیگر صدایش را نمی‌شنویم،‌ صدای غرغرش را حتی، صدای اوقات تلخی وقت‌هایی که از خواب بیدار می‌شود، بهانه‌ها و دعواهایش را، حتی مثلا وقتی صبحانه تخم‌مرغ داشتیم و او مثل یک بچه لج می‌کرد و پنیر می‌خواست و اگر هم پنیر بود، حتما تخم‌مرغ می‌خواست...»

«یک وقت می‌بینید»، «زن می‌توانست بگوید»، «دو تا کفتر بق بقو می‌کردند همین»، «یه وخت دیدی اومد و بارون زد»، «زیر باران»، «درست مثل مرده‌ی وامانده»، «سه صبح بود که سکته کرد»، «‌زیر تاک روی صندلی سکو» و «زیر همان تاک»، نام برخی از داستان‌های این مجموعه‌اند.

«یک وقت می‌بینید»،‌ دی امسال (1390)، ‌با شمارگان هزار و 100 نسخه از سوی نشر داستان راهی بازار کتاب شده است. این کتاب 124 صفحه و قیمت آن سه هزار و 500 تومان است. کلهر در حال حاضر دو مجموعه دیگر از سه گانه داستان‌های کوتاهش را آماده انتشار کرده است.

کد مطلب : 127774

/ 0 نظر / 5 بازدید