کلهرانه دارم آخرین کتاب براتیگان را می خوانم!

 در جواب این سئوال : آخرین کتابی که در سال 90 خواندید چه بود؟ هفته نامه "آوای کرمانشاه"   

 

«کلهرانه»  دارم آخرین کتاب براتیگان را می خوانم.

جیرینگ جیرینگِ مزخرف

سوراخ موشی

در عوض حلقه ی ازدواج

به مرد کوری می فروشند!

                            (شعری از براتیگان)

در دنیای کتاب که اکثر کتب داستانی و شعری منتشر شده در بازار کتاب، مصداق بارز این شعر براتیگان اند! «نقیضه و نقیضه سازی»(*)، شگرد تازه، سبک و مکتب ادبی تازه و دست کم، نگاه و رویکرد نو را در ادبیات موجب می شود و «یک وقت میبینید»(**) یک جایی پیش می آید – موافقید آن زمان و مکان خاص را، «بزنگاه» بنامیم –  باری در آن بزنگاه، آنقدر یک ژانر خودش را تکرار می کند وآنقدر یک داستان در چهارچوب یک مکتب خاص کلیشه می شود که ضد ژانرش، ضد مکتبش آرام آرام سر بر می بالد و برای تازه خواهان فرهیخته، دلپذیر می شود. و این مهم، مربوط به عصر ما هم می شود ودر زمانه ما اساسا زودتر و عجولانه تر صورت می گیرد. از دیگر سو، این ضرورت وجود دارد و بایستی خاطر نشان کرد که تمام هم و غم و سعی پست مدرن ها،  یک سمت و سو اصلی دارد؛ نوک پیکان حمله رو به یک هدف مشخص است؛ به حاشیه راندن مدرن ها یا مدرنیسمِ به انتها رسیده است. و در این وانفسا، نسل بیت در آمریکا متولد می شود و سریع نضج می گیرد و اعجوبه ی آنها،«ریچارد براتیگن» همه ی کار را گویی یک تنه، یکسره می کند و او درآن بزنگاه به همه قصه های کهنه و شعر های فرتوت می تازد و شاکله وهیبت مدرنیسم را بیهوده می کند، بی شکل، بی هیبت و همه ی این اهمیت را یک جا ،او«ریچارد براتیگان»  در خود مجموع کرده است.

گزاره هایی از این دست از خیلی وقت پیش ذهنت را درگیر کرده بود که در این هنگامه، «صید قزل آلا در آمریکا» ترجمه شد و چه جشن باشکوی در ذهنت برگزار شد. کتابی که نه به قطعیت رمان است و نه مجموعه داستان کوتاه و همه ی آن المان ها و مولفه هایی که از ادبیات پست مدرنیستی می دانستیم آن جا "پراکتیکال و عملی" مجموع کرده است و لذت از نوع «رولان بارت»ی اش ذهن خواننده را می آگند و بی تردید بهترین کتابی که در  همان سال خواندم، همان بود.

و سال ها به تکاپوی آثار براتیگان بر آمدم حتی بعضی ها شان را ترجمه کردم. «رویای بابل» پارودی و نقیضه ی نابی برای رمان پلیسی است. وشعر هایش و اهمیت براتیگانِ شاعر یعنی درک تازه از دنیای ناب "شعر و شوخی" توامان و چه مرزی این میانه هویدا و همایون است. و اکنون  «کلهرانه»  دارم آخرین کتاب براتیگان را به فارسی می خوانم. کتاب « هیولایِ هاوکلاین»، یک وسترن گوتیک!  که دنیای وسترن را به سخره می گیرد وتمام قراردادهای رمان "وحشت و وسترن" یک به یک نقض می شوند همانطور که این مهم در رمان «رویای بابل» صورت گرفت؛ رمان ضد پلیسی تمام عیار و درست تر رمانِ نقیضه ی رمان پلیسی. تردیدی نیست که لذت داستانی که داستان نیست تجربه ای دیگرگون است و این یعنی اهمیت براتیگان خوانی در گوشه ای از دنیای بی براتیگان واین یعنی اینکه هنوز در آمریکا ادبیات بعد از فاکنر دلچسب است. و متاسفانه، این کتاب همین کتاب «هیولای هاوکلاین» به ترجمه ی "حسین نوش آذر" دارد تمام می شود. وچه حیف! واین هم شعری دیگر از آن اعجوبه:

آمبولانس هایکو 

از ظرف سالاد

تکه ای فلفل سبز

بیرون افتاد

که چی؟

                                                  اسفند نود خورشیدی   - کلهر          

(*)یادآوری: مهدی اخوان ثالث، مقاله ی مهمی دارد تحت عنوان: «نقیضه و نقیضه سازان»(*)

(**) نام کتابی از نگارنده که دیماه 90 خورشیدی منتشر شد. 

/ 0 نظر / 9 بازدید